8 ماهگی گل دخترم
سلام بر عشق خودم یسنا جونم گل من 8 ماهگیت مبارک عزیزم، چقدر زود گذشت 8 ماه هست که شب و روز با همیم و عاشق هم شدیم ، ان شالله که 180 ساله شی دختر گل من..... اما فعالیت های این ماه دختر ناز من: اول اینکه دیگه خانم شدی و بدون کمک می شینی خانمی من حوصله خزیدن نداری، ژست چهاردست و پا میگیری اما حرکتی نمیکنی و با سینه خیز دنده عقب میری که خیلی هم به این کار علاقه نداری و سریع شروع میکنی به نق زدن.... دخترم دندون دار شدی و دقیقا 7 ماه 13 روزت بود که اولین دندونت از پایین دراومد خیلی بی سرصدا و من با آب خوردنت با لیوان متوجه شدم فقط قبلش کمی بدخواب شده بودی ، دندون دومت هم 7 ماه و 29 روزه بودی جوانه زد مبارکت باشه دخترم ،انشا...
نویسنده :
مامان فاطمه
11:34
7 ماهگی دردانه ما
7 ماهگی دخترم
سلام بر عزیز دل 7 ماهه من، که الان رو پامه و در حال خوابیدن....... قربون دختر گلم برم که روز به روز بزرگتر و خانم تر میشه، و البته بازیگوش تر..... این ماه همچنان در حال غلت زدنی و یه خورده دنده عقب میری و با حرکات چرخشی میتونی به اشیا دور برت برسی، و اینکه میتونی بشینی اما نه کامل دورت بالشت میذارم چون گاهی تعادلت بهم میخوره و میافتی ، اما عاشق اینی که بشینی و با وسایلت بازی کنی،از دندون هم خبری نیست غذا خوردنت هم متنوع تر شده، سوپ و فرنی و ماست و بیسکوییت مادر ، موز ، سیب میخوری و خدارو شکر دوست داری دیگه اینکه تو ماه 7 برای بار اول به جشن عروسی و تولد رفتی ، اذیت نکردی فقط آخر مراسم خوابت میومد و همش باید دورت میدادیم ...
نویسنده :
مامان فاطمه
16:10
6 ماهگی
6 ماهگی قند عسلم
سلام بر دختر گل خودم 6 ماهگی دخمل طلا با چند روز تاخیر مبارک عزیز دلم بخاطر اینکه روز واکسن زدنت مصادف شد با عید فطر امروز بردمت برای واکسن و الان هم خوابیدی، امروز من وشما تنها رفتیم، عزیز جونی یه خورده کسالت داشت برای همین باید استراحت کنه، دخترکم دعا کن حال مامان عزیزم خیلی زود خوب بشه که اصلا نمیتونم تحمل کنم که حتی یه خورده مریض باشه، اما بریم سراغ کارهای شما تو این ماه: روزهای اول ماه 6 بود که بالاخره تونستی غلت بزنی، اوایل یا دستت می موند زیر شکمت یا سریع صدات بلند میشد که بیای به پشت اما الان غلت زدنو دوست داری و راحت غلت میزنی ،یه بارم خدا بهم رحم کرد که سرت به میز تی وی نخورد ، فقط یه دقیقه تنها بودی و با تی وی ه...
نویسنده :
مامان فاطمه
12:50
عکس های 5 ماهگی
عکس های 4 ماهگی
4 و 5 ماهگی
سلام بر یسنای ناز خودم سلام بر خوانندگان خاموش وبلاگ دخترکم..... اول از همه بگم سیستمم به هم ریخته و الانم تو قسمت ادامه مطلب تونستم بنویسم و نمیدونم ثبت بشه یسنا گلی من اول از 4 ماهگیت بگم با یه ماه تاخیر:دختر نازم تو این ماه تونستی گردن بگیری و تلاش داشتی برا غلت زدن اما موفق نبودی،خنده های صدا دار برای مامان بابا داشتی و اینکه دیگه کامل ما رو می شناسی، اخر 4 ماهگی بود که برای اولین بار رفتیم مشهد ، اولین سفر شما بود، به همراه با با جون، عزیز جون و عمو جون شما، سفر خوبی بود هر چند شما دوست داشتی همش بخوابی و حسابی خسته شدی، آخر 4 ماهگی هم واکسن زدی که شکر خدا خیلی اذیت نشدی 5 ماهگی: دخترم تو این ماه خانم تر شدی، دیگه راحت میتونی هر چی دم ...
نویسنده :
مامان فاطمه
11:50
سه ماهگی نازدونم
سلام بر دختر گل خودم که الان در خواب ناز هستی و امیدوارم بذاری خاطراتتو ثبت کنم،کوچولوی خواستنی من روز به روز شیرین تر میشی ، تو ماه 3 خنده هات زیادتر شده و وقتی خوابتم بیاد بازم مهربون هستی و میخندی اما هنوز خیلی صدادار نمی خندی،دو سه روز هست یه حرف جدید یاد گرفتی من اووو میگم تو هم تکرار می کنی و بعدش می خندی فدات شم عزیزم، یه بازی دیگه هم اینه که صبحها که از خواب بیدار میشی مامانو بیدار نمیکنی و مشغول بازی با پرده اتاقت میشی، روش پرهست از عکس های بره بازیگوش و شمام کلی باهاشون بازی میکنی و ذوق میکنی و من از صدای بازیت بیدار میشم،خیلی دوسشون داری،آویزتم خیلی دوست داری ، عاشق اینی بغل مامان بشینی و تلویزیون ببینی،پستونک هم دیگه نمیگیری یسنا...
نویسنده :
مامان فاطمه
11:08



